![]() |
![]() |
|
| یه یادگاری از خاطره های ما برای تو که بهترینی |
|
سلام به روي ماهتون. اين دومين شرح حال از دوران پروش ني ني ماست. حالا اون 73 روزهشه بعد از اولين ملاقات با دكترم خبر اين مهمون كوچولو رو به مادر و پدر و خواهرم داديم. كلي ذوق زده شدن. از بس كه اين پدر و مادر من بچه دوست دارن. البته نه بيشتر از دوسجونا! دوسجون گلم اينقدر گفت ايشاا.. دوقلو باشه كه من هم دچار توهم شدم البته اين شيكم بنده اينقدر بزرگ شده كه از همون اولاي ماه 2 نمي تونم كمر شلوار هامو ببندم و حالا كه تقريبا توي آفسايده! اگه خودمون هم نگيم احتمالا شيكمم لو ميده! خلاصه كه اوضاع خوبه و دوست دارم زودتر شكل ماهشو ببينم. راستي امروز سالگرد عقدمونه. دوسجون گلم دوستت دارم يه عالمه |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 17 شهریور1388ساعت 14:20 توسط حنا |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
دوسجون اولین اسمیه که واست انتخاب کردم.
اینجا حرفهایی را که برای نگفتن دارم ، می نویسم. برای دوسجونی که بعدها همسرم شد. |
|
RSS
|